سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
52
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
در بيان حوادثى كه دريابار « 1 » هند روى داد به عنايت حق توكل كرديم . از بندر كوادر به درياى هند يعنى بحر محيط بادبان گشاديم . تا چندى باد موافق وزيد و ما بسوى يمن روانه بوديم « 2 » . و با خود مىگفتيم : نجاتى صالدم انكينه كوكل زورقينى شاه او كره * به دييه نولسه كرك ايده لم اللّه او كره « 3 » چند روزى در دريا رانديم . از حدود « راس الحدّ » گذشتيم . به مقابل ظفار و شحر رسيديم . در اين هنگام از طرف مقابل يعنى از سمت
--> ( 1 ) - كلمه « دريابار » به همين صورت در متن كتاب به معنى پهنهء دريا به كار رفته است . ( 2 ) - اين كشتىها بسوى بندر سوئز در درياى سرخ بازمىگشتند و به اين جهت به طرف يمن مىرفتند . ( 3 ) - معنى شعر چنين است : اى شاه ، زورق دل را به درياى بيكران افكندم هرچه پيش آيد خوش آيد و خواهم گفت خواست خداست